بلاک‌چین ترکیب منطقی ایجاد قابلیت اطمینان و امنیت اطلاعات

بلاک‌چین اتصالی از داده‌ها است که به‌واسطه آن داده‌ها بیشتر کنترل می‌شوند. با استفاده از این فناوری مدیریت داده امن‌تر و قابل‌اعتمادتر می‌گردد. امن‌تر از آن جهت که هیچ داده‌ای را نمی‌توان بدون بررسی سایر قسمت‌های زنجیره تغییر دادو قابل‌اعتمادتر است زیرا هیچ خطایی (آگاهانه یا ناخودآگاه) نمی‌تواند به دلیل خودکنترلی زنجیره رخ دهد.قابلیت اطمینان به‌عنوان پیش‌نیاز در نظر گرفته می‌شوند. این موضوع در مورد پایگاه و منبع داده نیز صدق می‌کند، به‌خصوص در حال حاضر که ویژگی‌های بیشتری از محصول در پایگاه داده ثبت می‌شود. در این زمینه توجه به یک مفهوم پیشرفته مانند بلاک‌چین با هدف نظارت بر ایجاد امنیت و قابلیت اطمینان ضروری است.
به طور کلی بلاک‌چین یک پایگاه‌داده توزیع شده از رکوردها، تراکنش‌ها یا رویدادهای دیجیتالی است که رخ‌داد آن‌ها در میان شرکت‌کنندگان در شبکه به اشتراک گذاشته می‌شود. هر تراکنش پس از تأیید اکثریت شرکت‌کنندگان در سیستم اعتبارسنجی می‌شود؛ و به محض ورود یک تراکنش جدید، این رویداد هرگز پاک نخواهد شد. به عبارت دیگر، بلاک‌چین حاوی تعداد مشخص و تأیید شده‌ای از تمامی تراکنش‌های ایجادشده تا مدت‌زمان مشخصی(حال حاضر) است.
فرضیه اصلی در ایجاد بلاک‌چین، ایجاد و طراحی یک سیستم توزیع شده از توافقات جمعی در دنیای دیجیتالی است. این سیستم امکان مطلع شدن از رخداد یک رویداد دیجیتالی را برای موجودیت‌های فعال ایجاد می‌کند. قابلیت‌های بلاک‌چین در توسعه‌ی سیستم‌های اقتصاد دیجیتالی باز و مقیاس‌پذیر شایان توجه است. در این تکنولوژی فرصت‌های بیشماری وجود دارد و انقلاب در این فضا به‌تازگی شروع شده است.
بیت‌کوین معروف‌ترین مثال استفاده از فناوری بلاک‌چین است. بیت کوین به دلیل فعال‌کردن میلیاردها تراکنش در سطح جهان بدون نظارت دولتی مورد انتقاد فراوان قرار گرفته است. بنابراین باید با درنظرگرفتن مسائل قانونی دولت‌ به استفاده از آن پرداخت.
تغییر دادن هرچیزی در مورد تکنولوژی بلاک‌چین آنقدر گران و هزینه‌بر است که تقریبا آن را ممنوع می‌دانند؛ چراکه هر تغییر باید به‌ تأیید اکثریت اعضای بلاک‌چین برسد. با وجود مشکلات بیت‌کوین، فناوری بلاک‌چین سال‌ها بدون نقص مورد استفاده قرار گرفته و طیف وسیعی از کاربردهای مالی و غیر مالی بر روی آن توسعه داده شده است؛ به طوری‌که طبق گفته خبرگزاری نیویورک مارک اندرسون، یکی از بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاران سیلیکن ولی، مدل مبتنی بر رأی اکثریت بلاک‌چین را از لحاظ اهمیت، هم‌ردیف با اختراع اینترنت می‌داند.


اشتراک داده‌ها در سراسر زنجیره تأمین

تکنولوژی بلاک‌چین می‌تواند در تصمیم‌گیری خرید یک مشتری تاثیر زیادی بگذارد، به عنوان مثال این امکان را ایجاد می‌کند که یک مشتری تصمیم به خرید یک استیک بگیرد یا خیر. زیرا داده‌های مرتبط با محصول نشان می‌دهد که کجا و چگونه یک گاو رشد و تغذیه کرده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که تقاضا و نیاز توسط مصرف‌کنندگان وجود دارد؛آن‌ها تمایل دارند پول بیشتری پرداخت کنند تا اطلاعات مربوط به منشأ تغذیه خود را به دست بیاورند. بلاک‌چین به معنای دموکراسی در داده و اطلاعات مصرف‌کننده است.
بلاک‌چین این امکان را ایجاد می‌کند تا داده‌ها بتوانند در کل زنجیره، از تامین کننده تا مصرف‌کننده به اشتراک گذاشته شوند، این در حالی است که درگذشته معامله اطلاعات تنها توسط طرفین رد و بدل می‌شدند: دموکراسی در داده‌ها و اطلاعات تنها در صورت وجود یک سیستم متمرکز جهت جلوگیری از تجمع داده، محقق می‌شود.